سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
سنا ... سه نسل آلبوم
دنیا، بر دشمنان یکدیگر تنگ است . [امام علی علیه السلام]


   1   2      >

ارسال شده توسط سنا در 9/3/90:: 12:39 صبح

سخنران از  زن و خانواده می گفت و خودش نه  خانه نشین بود و نه 


خانه دار !


گوشهایم را تیز تر کردم می گفت:خانه نَشین.


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط سنا در 5/2/90:: 9:49 عصر

تهمینه  شاهنامه با تهمینه عصر ما آن هم  از نوع میلانی اش زمین تا آسمان فاصله دارد.


تهمینه رستم ، عاشق رستم و فرزندش سهراب بود و فردوسی با تهمینه به زنان این سرزمین درس عاشقی داد،


 اما تهمینه امروزی،

خودش را نمی دانم ،اما چند سالی است سخت می کوشد  ریشه عشق را در دل دختران این سرزمین بخشکاند.


ای کاش تهمینه هنرمند و بی عقده ما می توانست هنرش را نه در خدمت تقکرات نخ نما شده فمنیستهای رادیکال،


که در خدمت خوش بینی و مثبت اندیشی دختران این سرزمین به کار گیرد.


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط سنا در 14/11/89:: 7:21 عصر

 از  بیست و هشتم صفر  ،
اشک بانو آغاز شد ،
اشکبارانی که پیام عشق داشت و سیاست ،
این اشکباران در تاریخ تشیع سیلابی شد که
همه زنان  مسلمان را در تاریخ سیراب کرد،
حضور زنان در پیروزی انقلاب اسلامی ایران و
مشارکت  زنان عرب در تحولات سیاسی اخیر،


شاهدی است بر این مدعا.


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط سنا در 15/10/89:: 4:26 عصر

بد حجابی کشف کرده بود که  چگونه بپوشد، تا بیشتر دیده شود،


در جلسه خواستگاری هم آنگونه ظاهر شدکه کشف کرده بود ،


و ده سال پس از زندگی مشترک ، درحسرت کسی که باطنش را ببیند.


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط سنا در 25/8/89:: 8:0 صبح

وقتی نسرین خانم و شوهرش برای شب نشینی، به خانه اکرم خانم آمدند ،همه جا برق می زد و همه چیز حتی خود اکرم خانم هم ،بوی وایتکس می داد.


اکرم خانم شوهرش را از خواب بیدار کرد و رفت تا در استکانهایی که با وایتکس شسته بود،چای بریزد .


 شوهر اکرم خانم که از اتاق بیرون آمد .بوی عطر نسرین خانم در خانه پیچیده بود.شوهر اکرم خانم پس از سلام و احوالپرسی شروع به صحبت کرد و از  نسرین خانم  به خاطر حسن انتخاب ایشان در مورد رستورانی که نسرین خانم و شوهرش در آن میهمانی داده بودند تعریف کرد،


در همین موقع اکرم خانم در حالیکه چشم به استکانهای براقش داشت و از دیدن آنها کیف می کرد ،برای همه چای آورد.


کلمات کلیدی :

   1   2      >